ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

عشق به آزادی را ، جمعه ساعت 8 شب پای دیوارهای زندان اوین معنی کنیم . پرنده های قفسی ، عادت نکنند به بی کسی .

دعوتم کرده ای ، از درون زندان پیام فرستاده ای ، به قلبم فرمان داده ای ، اندیشه را مگر میشود به بند کشید ؟ تو به اندیشه من دستور داده ای که بیایم . خواهم آمد . فردا ، جمعه شانزدهم بهمن ، چهلم شهدای ظهز عاشورا ایران ، به یاریت میایم . فریاد میزنم ، بشنو . بشنو که این صدای تو است . صدایی که با بند کشیدنت ، میپندارد میرود که بمیرد . مباد آنروز . من با تو ام . صدایت میزنم از پشت دیوارهای سرد و سنگین . آزادیت را پس خواهم ستاند . ایمان داشته باش .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر